من جدید !
+ فارنهایت ...!؟ |
تموم شد.به همین سادگی.
+ فارنهایت ...!؟
هی رفقا ! شما دوستانی که می ترسید از خودتان نام نشان بگذارید !
فک نمی کردم فارنهایت انقد خاطره انگیز باشه که بهش سر بزنید !
نترسید !
ما آشغال خور نیستیم !!
+ فارنهایت ...!؟ |
دوستم دارد و حرفم را گوش می کند و همین برای ماندنم بس است
+ فارنهایت ...!؟ |
ملوسک بازخواهم گشت ... برای آنان که نمی دانند ...
+ فارنهایت ...!؟
باز باران بی ترانه
باز باران ,با تمام بی کسی های شبانه
می خورد بر مرد تنها ,می چکد بر فرش خانه
باز می اید صدای چک چک غم...باز ماتم
من به پشت شیشه ی تنهایی افتادم
نمی دانم...نمی فهمم
کجای قطره های بی کسی زیباست؟!
نمی فهمم, چرا مردم نمی فهمند
که ان کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد
کجای ذلتش زیباست؟!
نمی فهمم..کجای اشک یک بابا
که سقفی از گِل و اهن به زور چکمه های باران
به روی همسر و پروانه های مرده اش ارام باریده
کجایش بوی عشق وعاشقی دارد؟؟؟
نمی دانم..نمی دانم چرا مردم نمی دانند
که باران, عشق تنها نیست
صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست
کجای مرگ ما زیباست...نمی فهمم!!!!
یادم آرد روز باران
ماردم را ... مادرم کنج خیابان مرد ...
کودکی ده ساله بودم
می دویدم زیر باران... بهر گرما تکه ای نان
مادرم افتاد
مادرم در کوچه های پست شهر ارام جان داد
فقط من بودم و باران و گل های خیابان
نمی دانم من
کجای این لجن زیباست؟؟؟؟
بشنو از من, کودک من
پیش چشم مرد فردا
آب باران هست زیبا ! از برای مردم زیبای بالا ...
عشق دارد آن برای عاشقان مست ...
و بارانِ من و تو درد و غم دارد
مداوم بر سر ما سنگ مي بارد
خدا هم خوب می داند که
این عدل زمینی ,عدل کم دارد
خداوند اینچنین بیچارگان را دوست می دارد؟
خدا هم خوب می داند که
این عدل زمینی ,عدل کم دارد ...
+ فارنهایت ...!؟
نیوتون نمی دانست که سیب همان اتفاقی بود که باید می افتاد ...
+ فارنهایت ...!؟
خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده ...
قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده ...
+ فارنهایت ...!؟ |
انتظار هیچ معجزه از مرده نیست ... زنده باش !
+ فارنهایت ...!؟ |
نوچ !
+ فارنهایت ...!؟ |
می نویسم چون می دونم نمی خونی !
+ فارنهایت ...!؟
به صاحب عکس بيهوده ننگر به سنگ تراش خورده ي روي زمين بيهوده ننگر اين ها را عکس بي قابش به من گفت
صاحب عکس ديگر اينجا نيست
صاحب عکس سالها پيش از اينجا رفت
صاحب عکس خاطراتش را جمع کرد و رفت
صاحب عکس همان بود که مي خنديد و سيگار مي کشيد
صاحب عکس حتي زير سيگاريش را هم با خود برد
قاب عکس ديگر اينجا نيست
قاب عکس سالها پيش گم شد
قاب عکس کم کم ميخش شل شد و بعد
...افتاد
قاب عکس آن اوآخر حتي ديگر عکسي نداشت
صاحب عکس زير آن خاک هاي سياه نيست
صاحب عکس سالها پيش از اينجا رفت و
قاب عکسش را هم با خود برد
+ فارنهایت ...!؟ |
این ره که من می روم بازم به هیچستان است ! تاکید می کنم !
+ فارنهایت ...!؟ |
اه !
هر چی می خوام هستا ! ولی تا می فهمه می خوامش یهو غیب می شه ! چه مرگمه چه مرگمه چه مرگمه چه مرگمه چه مرگمه چه مرگمه چه مرگمه چه مرگمه چه مرگمه چه مرگمه ...
+ فارنهایت ...!؟
این ره که من می روم به هیچستان است !
+ فارنهایت ...!؟